تبلیغات
بزرگترین وب عكس عاشقانه - عكس عاشقانه

بزرگترین وب عكس عاشقانه

وبلاگ عاشقانه میلاد

عكس عاشقانه

آه ای زندگی منم که هنوز
با همه پوچی از تو لبریزم
نه به فکرم که رشته پاره کنم
نه برآنم که از تو بگریزم...


دیشب از بام جنون دیوانه ای افتاد و مرد
پیش چشم شمع ها پروانه ای افتاد و مرد

از لطافت یاد تو چون صبح گل ها خیس بود
شبنمی از پشت بام خانه ای افتاد و مرد

موی شبگونی كه چنگش میزدی شب تا سحر
از سپیدی لا به لای شانه ای افتاد و مرد

ازدیاد پنجره جان قناری را گرفت
در قفس از نغمه ی مستانه ای افتاد و مرد

این كلاغ قصه را هرگز تو هم نشنیده ای
تا خودش هم قصه شد افسانه ای افتاد و مرد
 




 

سلام ای دریای وسیع آرزوهایم

ای شکوهت باران ستاره ها ، ای دستانت به گرمی آفتاب ، ای صورتت رنگ مهتاب ،

آخر جوابم ده ، ای رویای شباهنگم ، سکوتت به تلخی لیمو شیرینی است که بعد از چند

لحظه ناگهان تلخ می شود. چگونه می توانی صدایت را از من دریغ کنی ؟! چگونه میتوانی

روی یادگاری هایی که برایم به خاطره گذاشتی خط تیره کشی؟! چگونه می توانی سبزترین

بهارم را خزان جدایی ات فرا گیرد ؟

آه ... ای شکوفه نیلوفریم !! مگر قلب عاشقت کوله باری از سنگ گشته که مرا رد می کنی ؟!

مگر خود نگفتی تو تا ابد زندانی قلب منی؟! مگر تو معشوق یک دیوانه ی عاشق نبودی ؟!

شیدایم .... بیا و دستانم را بگیر که بی تو سرد گشته ، بیا و آفتاب شب تیره ام شو، بیا و شبنم

روی گونه هایم شو ، خسته ام ... خسته بی تو بودن ، خسته شبهای دل تنگی ، خسته کنایه رهگذران

ای باران روی گونه هایم ...

بدان سبحان گوی نگاهت در دیوارهای تنگ دل تنگی له شد و از او جز قلب پاره پاره شده ای بیش

نماند  ....           (همان تقدیم چشمان بی نظیرت)

 

            

چی بگم از کجا بگم/دردمو با کیا بگم

بهتره که دم نزنم/حرفی از عشقم نزنم

از عشقی که گم شد و رفت/عاشق مردم شد و رفت

عشقی که بی فروغ نبود/برای من دروغ نبود

بغض نشسته تو گلوم/وقتی نشستی روبه روم

من از خودم چرا بگم/می خوام از اون چشا بگم

خیره تو چشم مست تو/دست میدم به دست تو

دل از زمونه می کنم/حرف دلم رو می زنم

چه حالتی داره چشات/نرگس بیمار چشات

چشم تو خوابم می کنه/مست و خرابم می کنه

وقتی نشستی رو به من/از عاشقی بگو به من

بذار چشات دل ببره/این جوری باشه بهتره

چشات اگه پس نزنن چشمای سرسپردمو

میشه فراموش کنم خاطره های مردمو


                    نفس هایم با امید حضورت کشیده می شوند ای شپرک گل رویایی ام



[ جمعه 29 اردیبهشت 1391 ] [ ساعت 08 و 24 دقیقه و 09 ثانیه ] [ میلاد جنتی فر ] [ نظرات() ]